[ و در دعا هنگام باران خواستن گفت : ] خدایا ما را سیراب ساز به ابرهاى رام به فرمان ، نه ابرهاى سرکش خروشان [ و این از گفتار فصیح عجیب است ، چه او ابرهاى با رعد و برق همراه با بادها و آذرخشها را به شتران سرسخت همانند فرموده است ، که بار از پشت بیفکنند و در سوارى دادن سرکشى کنند ، و ابرهاى تهى از رعد و برق ترسناک را به شتران رام تشبیه کرده است که شیرشان را به آرامى مى‏دوشند و به آسانى بر پشتشان نشینند . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :13
بازدید دیروز :7
کل بازدید :32853
تعداد کل یاداشته ها : 44
04/1/15
4:45 ع

خدایا کنار پنجره می ایستم و مثل کسی که زیر باران خیس شده به تو نگاه می کنم و حرفهایم را برایت روی طاقچه , نزدیک گلهای شمعدانی می چینم . کاش تا قیامت بتوانم کلمه ها را یکی ,یکی روی هم بگذارم و کوهی سترگ بسازم , آنگاه چون شاعری دلشکسته از این کوه بالا بیایم و به تو سلام کنم. خدایا , می خواهم تا روزی که اسرافیل در صور خود می دمد با تو حرف بزنم . دعا کن صدایم نگیرد و کنار زنبق های عاشق از پا نیفتم . من در دل سنگهای سخت , در گلبرگهای نیلوفران تنها , در آواز کوتاه زنجره ها تو را جستجو می کنم کاش صدایم را لای برگهای درخت گردو پیچیده ام بشنوی . کاش راه مزرعه ابرها را به من نشان بدهی , کاش موجهای کهنه دریا بخاطر بیاورم . خدایا می خواهم کبوتری تازه سال باشم یا شکوفه ای بر شاخه درخت نارنج , می خواهم زندگی را بی دریغ دوست داشته باشم و در همین فرصت کوتاه زیستن فقط نام تو بر لبم باشد. می خواهم جور دیگری از تو بنویسم. می خواهم به شکل تازه ای کفشایم را بکنم و تا درگاه تو جلو بیایم . خدایا من از روزهای دود گرفته گریزانم و به شبهایی که مهتابی زیبا در دست دارند , پناه می برم , من از مردگان نمی ترسم و از سایه ها و کلاغها هراسی ندارم , من با نام توبه آسمان بر می گردم . خدایا بی آنکه نانی در دستهایم باشد و قبل از اینکه شعرهایم به خواب بروند تورا ستایش می کنم .خدایا قبل از اینکه گیسوانم سفید شوند و دست و پا بسته از صفحه شطرنج هستی بیرون بیایم , مرا به تالارهای بلورین سپیده ببر تا برای پلکهای خواب آلود ترانه بیداری بخوانم.


91/2/23::: 9:55 ص
نظر()